دوباره پندر و دره جنیان
باران و پدر در حالیکه ما ( بنده و آنا ) در ارتفاعات بودیم به سرعت از ما دور شدن یعنی به نظرتون قصد خاصی داشتن ؟ مثلا اینکه ما را برای عصرانه پلنگها پیشکش کرده باشن باران و آنا در حال مهیا کردن چای با آب زلال چشمه نکته ای در عکس پایین نهفته است جای دوستان خالی هوا خیلی خنک بود (گواهش ژاکت باران) و یک عدد فنچ روی شاخه درخت میخواند ( البته این نکته عکس بالا نیست ) ...






